تبليغاتX
باید گلوله بست...این شهر کشتنی ست...!!!

باید گلوله بست...این شهر کشتنی ست...!!!

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 16:33 توسط مزاحم|




 


نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 17:30 توسط مزاحم|

 

با همین امکاناتم بچه ها میتوانند...

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 11:1 توسط مزاحم|

چند وقت پیشا یه بابایی اس داد که من خاطر خواتم.هلاکتم میمیرم برات

ماهم خر شدیم و گفتیم دنیاست و همین یه معشوقه...

حالا نه دیده بودیمش نه میشناختیمش...فقط صداشو شنیده بودیم که بدک نبود...

گفتیم یارو بیا بببینیمت شاید از ما خوشت نیومد

گفت نه وقت ندارم و این حرفا...

ماهم بی خیال شدیم...!

خلاصه چند ماهی گذشت از ما اصرار و از معشوقه ی ما انکار...

تا اینکه یه روز دیدیم یه یارووی خنده کنان اومد جلو راهمونو گرفت و گفت فلانی

منو ببخش من چند وقته اذیتت میکنم.اس از طرف منه

من تغییر صدا اداده بودم و ... اینا...

اتفاقا از دوستای نزدیک ماهم بود

ماموندیم فقط نیگاش کردیم. و نفهمیدیم دیگه چی گفت...

اینم از سرنوشت ماست دیگه...

عاشق یه معشوقه ی خیالی شدم که نبودنش دنیامونو بهم ریخت...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 10:2 توسط مزاحم|


آخرين مطالب
»
»
»
»

Design By : Pichak